کارآگاهی که سالها با پروندههای خشونتآمیز سروکار داشته، پس از وقوع مجموعهای از قتلها با مجرمی روبهرو میشود که ظاهراً قبل از هر حمله هویت و رفتار متفاوتی از خود نشان میدهد. شواهد صحنههای جرم با یکدیگر ارتباط دارند اما شاهدان توصیفهای متناقضی ارائه میکنند و همین موضوع تحقیقات را دشوار میکند. در حالی که پلیس احتمال حضور چند مجرم را بررسی میکند، کارآگاه به این فرض میرسد که ممکن است یک نفر پشت همه پروندهها باشد. بررسی سوابق روانشناختی و روابط قربانیان او را به فردی نزدیک میکند که زندگیاش میان چند هویت و روایت جداگانه تقسیم شده است. مشکل اصلی اثبات چیزی است که از نظر قانونی و پزشکی پیچیده محسوب میشود. هرچه کارآگاه بیشتر به حقیقت نزدیک میشود، متهم نیز از آگاهی او باخبر میشود و پرونده به رقابتی تبدیل میشود که در آن تشخیص شخصیت واقعی پشت هر رفتار اهمیت حیاتی دارد.