کودا، آدمکش و مجری قدیمی شبکه جنایی میامی، سالها برای رئیسش استل کار کرده و دستورات را بدون سؤال انجام داده است. زمانی که با بیلی، دختر نوجوان فراری، روبهرو میشود متوجه میشود شبکهای که خودش از آن محافظت میکند با قاچاق و سوءاستفاده از دختران جوان نیز ارتباط دارد. کودا تلاش میکند بیلی را از خیابان دور کند، اما او خیلی زود توسط همان افراد ربوده میشود. برای پیدا کردن دختر، مرد مجبور است علیه سازمانی قرار بگیرد که تمام ارتباطات، روشها و ضعفهایش را میشناسد. استل حاضر نیست اجازه دهد یکی از قابل اعتمادترین نیروهایش به تهدید تبدیل شود و افرادش را برای متوقف کردن او میفرستد. کودا همچنین باید رابطه آسیبدیده با دختر خودش را ترمیم کند؛ کسی که سالها هزینه انتخابهای خشونتآمیز پدر را پرداخته است. مأمور سابق مافیا برای نخستین بار از مهارتهایش نه برای حفظ تجارت رئیس، بلکه برای نابود کردن بخشی از سیستمی استفاده میکند که خودش سالها در ساخت و حفاظت از آن نقش داشته است.