اَبی در یک مرکز تماس ویژه کریسمس کار میکند و وظیفه دارد به مشتریانی که درباره هدیه، برنامه سفر یا مشکلات تعطیلات سردرگماند راهنمایی بدهد. او خودش علاقه زیادی به کریسمس دارد و برای هر تماس راهحلی شخصی پیدا میکند. یکی از تماسگیرندگان، جک، پدری تنهاست که میخواهد برای دخترش کریسمس خوبی بسازد اما در انتخاب هدیه و برنامهها کاملاً گیج شده است. گفتوگوهای مکرر آن دو بدون دیدن یکدیگر صمیمیتر میشود و اَبی کمکم منتظر تماسهای او میماند. در زندگی واقعی نیز به شکل اتفاقی چند بار با مردی برخورد میکند بیآنکه بداند همان جک پشت تلفن است. هر دو از طریق دو هویت جداگانه یکدیگر را میشناسند و سوءتفاهمها نزدیک شدن را دشوار میکنند. نزدیک شدن شب کریسمس و پایان فصل کاری زمان محدودی برای روشن شدن حقیقت باقی میگذارد. اَبی باید بفهمد رابطهای که فقط از صدای ناشناس شروع شده تا چه اندازه واقعی است و آیا شناختن فردی در گفتوگو میتواند مهمتر از تصویری باشد که در دیدارهای روزمره از او ساخته است.