آنتونی وین برای شروع کار تازهاش در یک بانک به پاریس میرود و پیش از آغاز رسمی کار، دلباخته نیکول میشود. برای نزدیک شدن به او، هویت خود را پنهان میکند و به عنوان خدمتکار وارد خانهاش میشود؛ جایی که باید با دختر دردسرساز نیکول هم کنار بیاید. ماجرا وقتی پیچیدهتر میشود که آنتونی میفهمد نیکول نه فقط زنی است که دوستش دارد، بلکه رئیس و همکار آینده او در بانک نیز هست. فضای «خدمتکار 1990» از مقصود روشن کاراکترها و موانعی که مسیرشان را بازتعریف میکند ساخته میشود؛ در «The Maid» هر تحول موقعیت، انگیزهها و جهت انتخابهای بعدی را روشنتر میکند. هسته «The Maid» روی علت و نتیجه انتخابهاست؛ «خدمتکار 1990» اجازه میدهد مخاطب جهان و گره داستانی را بشناسد بیآنکه پایان از پیش مشخص شود. «خدمتکار 1990» با حفظ پیچشهای پایانی، زمینه را کامل میکند؛ «The Maid» مقصود کاراکترها، مهمترین مانع و تحول ارتباطهای انسانیشان را محور قرار میدهد.