آجی و سامیر، دو مهندس جوان، پس از شکست در پیدا کردن شغل مناسب و ناامیدی از زندگی شهری به روستای خود در هند برمیگردند. آنها با کشاورزانی روبهرو میشوند که زیر فشار بدهی، هزینه تولید و نبود بازار مناسب، زمینهایشان را رها میکنند و بعضی حتی امیدشان را از دست دادهاند. دو دوست در ابتدا کشاورزی را راهحلی موقت میبینند، اما کمکم تصمیم میگیرند دانش فنی و مدیریتیشان را برای ساختن مدل تازهای از تولید و فروش به کار بگیرند. راهاندازی پروژه با مقاومت دلالان، کمبود سرمایه و بیاعتمادی کشاورزانی روبهرو میشود که بارها وعدههای مشابه شنیدهاند. رابطه خانوادگی و دوستی نیز زیر فشار قرار میگیرد، زیرا موفقیت به زمان و ریسک زیادی نیاز دارد. آجی و سامیر باید نشان دهند فناوری و تحصیلات دانشگاهی فقط زمانی ارزش دارند که با واقعیت زمین، آب و بازار هماهنگ شوند. فیلم درباره بازگشت به روستا و این ایده است که کشاورزی شغلی عقبمانده نیست؛ اگر ساختار عادلانهتری برای تولید و فروش وجود داشته باشد میتواند آیندهای واقعی برای نسل جوان بسازد.