تامارا زنی پرانرژی و عاشق شیرینی است که خانوادهاش سالها درباره وزن و سبک زندگی او نظر دادهاند. درست پیش از مراسم ازدواج خواهرش، مجموعهای از سوءتفاهمها باعث میشود تصمیم بگیرد در مدت کوتاهی وزن کم کند و خودش را به تصویری که دیگران «مناسب» میدانند نزدیک کند. او همراه خانواده وارد برنامهها، رژیمها و ورزشهای مختلف میشود و هر روش تازه موقعیتی طنزآمیز و گاهی آزاردهنده ایجاد میکند. فشار فقط از بیرون نیست؛ تامارا نیز سالها ارزش خودش را با ظاهر و تأیید دیگران سنجیده است. در همین زمان رابطه عاطفی و دوستیهایش نشان میدهند کسانی وجود دارند که او را بدون تغییر بدن میپذیرند. خانواده در ظاهر نگران سلامت است اما گاهی مرز میان مراقبت و شرمنده کردن را رعایت نمیکند. تامارا باید پیش از آنکه تمام مراسم و روابط خانوادگی به مسابقه وزن تبدیل شوند بفهمد آیا واقعاً میخواهد تغییر کند یا فقط از قضاوت شدن خسته شده است. داستان با طنز درباره بدن، خانواده و این موضوع حرف میزند که سلامت و اعتمادبهنفس را نمیتوان فقط با عدد ترازو تعریف کرد.