خانواده رادلی در شهری کوچک زندگیای آرام و معمولی دارند، اما والدین خانواده رازی را از فرزندانشان پنهان کردهاند: آنها خونآشامهایی هستند که سالهاست از نوشیدن خون خودداری میکنند و تلاش میکنند مانند انسانهای عادی زندگی کنند. وقتی یکی از فرزندان نوجوان در موقعیتی خطرناک غریزه خونآشامی خود را کشف میکند، نظم خانواده به هم میریزد و راز قدیمی دیگر قابل پنهان کردن نیست. پیتر و هلن مجبور میشوند حقیقت را برای فرزندان توضیح دهند و با پیامدهای بازگشت غرایزی روبهرو شوند که سالها سرکوب کردهاند. ورود ویل، برادر پیتر که سبک زندگی کاملاً متفاوتی دارد و محدودیتی برای خونآشام بودن خود قائل نیست، وضعیت را پیچیدهتر میکند. اعضای خانواده باید بفهمند هویت واقعیشان چه معنایی برای روابط، اخلاق و زندگیای دارد که با زحمت ساختهاند و آیا میتوانند بدون آسیب زدن به دیگران همان خانواده سابق باقی بمانند.