بِنه، بوریس، جِگِل و اوکی چهار دوستاند که در یک خانه وحشت در بازار شبانه کار میکنند، اما جاذبه آنقدر ضعیف است که تقریباً هیچ مشتریای را نمیترساند و کسبوکار در آستانه تعطیلی است. آنها برای بهتر کردن نمایش نقشههای تازهای اجرا میکنند، اما یکی از بازدیدکنندگان سالخورده در میانه ترس جان میبازد. دوستان از ترس پلیس و از دست دادن کار، جسد را مخفیانه در همان ساختمان دفن میکنند. اتفاق غیرمنتظره این است که روح مرد واقعاً در خانه ظاهر میشود و جاذبهای که قبلاً خندهدار بود ناگهان به ترسناکترین محل بازار تبدیل میشود. مشتریها زیاد میشوند و درآمد بالا میرود، اما موفقیت جدید بر یک راز جنایی بنا شده است. پلیس درباره ناپدید شدن مرد تحقیق میکند و چهار دوست مجبور میشوند هر روز دروغ و نقشه تازهای برای پنهان کردن حقیقت بسازند. آنها باید میان حفظ کسبوکار، اعتراف به اتفاق و کنترل روحی که دیگر بخشی از نمایش نیست تصمیم بگیرند، در حالی که هر موفقیت بیشتر احتمال کشف راز را افزایش میدهد.