سال ۱۹۴۷، بریتانیا در حال آماده شدن برای پایان حکومت استعماری در هند است و لرد مونتباتن به عنوان آخرین نایبالسلطنه به دهلی میآید تا انتقال قدرت را مدیریت کند. «Viceroy's House» سیاست بزرگ را در کنار زندگی کارکنان هندی کاخ دنبال میکند. در طبقه بالا، رهبران درباره آینده کشور، استقلال و احتمال تقسیم هند و پاکستان مذاکره میکنند؛ در طبقه پایین، خدمتکاران مسلمان، هندو و سیک با پیامد مستقیم همان تصمیمها روبهرو هستند. رابطه عاطفی جیت، مردی هندو، و عالیه، زنی مسلمان، نمونهای شخصی از شکافی است که سیاست در جامعه ایجاد میکند. آنها گذشته مشترکی دارند، اما خانواده، نامزدی و افزایش تنش مذهبی آینده را دشوار میکند. مونتباتن باید میان فشار لندن، خواسته رهبران هندی و خشونتی که در خیابانها بیشتر میشود تصمیم بگیرد. فیلم تلاش میکند نشان دهد خطوطی که روی نقشه کشیده میشوند چگونه خانه، کار و رابطه میلیونها نفر را تغییر میدهند. هدف رسمی انتقال مسالمتآمیز قدرت است، اما سرعت اتفاقات و اختلاف دیدگاهها این هدف را شکننده میکند. داستان از کاخ به عنوان تصویر کوچکی از کشوری استفاده میکند که در آستانه آزادی، همزمان با امکان جدایی دردناک روبهروست.