میلَن، جوانی که به دلیل رفتار و تخلفی مجبور به انجام خدمات اجتماعی شده، برای مدتی در خانه سالمندان مشغول کار میشود. او در آغاز فقط میخواهد ساعتهای اجباری را تمام کند و کمترین ارتباط ممکن را با ساکنان داشته باشد. برخورد با گروهی از سالمندان پرانرژی، بهخصوص لینو و دوستانش، نظرش را تغییر میدهد. آنها هرکدام شخصیت، خاطره و خواستهای دارند که با تصویر کلیشهای میلَن از «پیری» فاصله دارد. زمانی که مدیریت مجموعه قصد دارد بخشی از برنامهها یا حتی آینده خانه را تغییر دهد، جوان و سالمندان ناخواسته متحد میشوند. میلَن از ارتباطهای خودش بیرون مرکز استفاده میکند و در مقابل، ساکنان چیزهایی درباره مسئولیت و زندگی به او یاد میدهند. رابطهای که با اجبار شروع شده به دوستی تبدیل میشود، اما او هنوز باید با دلیل اصلی محکومیت و انتخابهای گذشته خودش روبهرو شود. فیلم با طنز نشان میدهد کمک کردن زمانی واقعی میشود که فرد از انجام حداقل وظیفه فراتر برود و کسانی را که جامعه اغلب فقط به عنوان «افراد نیازمند مراقبت» میبیند به عنوان آدمهایی مستقل و صاحب تصمیم جدی بگیرد.