مارگو بنتلی، پژوهشگر پروندههای حلنشده اینترنتی، همراه دوستش ربکا و برادرش چِیس برای چند شب به عمارت کارمایکل میرود. این خانه در دهه ۱۹۸۰ محل قتل اعضای خانواده کارمایکل بوده و پرونده هرگز به طور کامل حل نشده است. مارگو امیدوار است با فیلمبرداری و بررسی اتاقها سرنخی تازه برای پروژهاش پیدا کند. خیلی زود اشیای مرتبط با هتل اَبدن و مجموعه «هل هاوس» در عمارت ظاهر میشوند و ارتباطی میان دو تاریخچه شکل میگیرد. مجسمههای دلقک، درهای بسته و تصاویر دوربین نشان میدهند شخص یا چیزی در خانه حرکت میکند. دوستان در ابتدا اختلاف دارند که اتفاقها واقعیاند یا بخشی از ترس و تلقین، اما ضبطها چیزهایی ثبت میکنند که هنگام فیلمبرداری ندیده بودند. پس از چند شب ارتباط گروه با بیرون قطع میشود. فیلم از قالب تصاویر پیداشده استفاده میکند و ماجرای عمارت را به ریشههای اتفاقهای هل هاوس وصل میکند. مارگو باید قبل از گرفتار شدن کامل بفهمد چه چیزی خانواده کارمایکل را کشته و چرا نشانههای همان نیرو هنوز سالها بعد در خانه باقی ماندهاند.