دختری که سالها از خانواده دور بوده در دورهای بحرانی به مزرعه پدری بازمیگردد. بیماری لاعلاج پدر و فشار رقبا بر کسبوکار خانوادگی، زخمهای قدیمی را دوباره باز میکند و اعضای خانواده باید درباره آینده تصمیم بگیرند. در «Casa Grande»، تفاوت دیدگاه شخصیتهای اصلی بدون تبدیل روایت به توضیح مستقیم مطرح میشود و همین انتخاب مخاطب را با منطق جهان اثر همراه نگه میدارد. در ادامه «Casa Grande»، نشانههای پراکنده چگونگی شکل گرفتن بحران را ملموس میکنند، و همچنان فضای اثر را با موضوعش هماهنگ نگه میدارند. روایت «Casa Grande» از پیامد انتخابهای شتابزده و ترس از پیامدها برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب حرکت روایت را بدون افشای غافلگیریهای مهم حفظ میکند. به این ترتیب «Casa Grande» از زاویه تجربه افراد درگیر پیش میرود و فضای لازم برای کشف حقیقت را فراهم میکنند، و اجازه میدهند هر بخش وظیفه مشخصی داشته باشد.