آمیت باروت همراه همسر و دو فرزندش در خانهای آرام زندگی میکند تا اینکه دختر خانواده به شکل مرموزی کشته میشود. پلیس ابتدا احتمال ورود غریبه را بررسی میکند، اما نبود نشانه واضح از نفوذ و رفتارهای غیرعادی پسر کوچک خانواده توجه تحقیقات را به داخل خانه میبرد. والدین نمیتوانند تصور کنند کودک خودشان با جرم ارتباط داشته باشد و هرکدام به شیوهای تلاش میکند خانواده را از فروپاشی حفظ کند. با ادامه بازجوییها، اتفاقهای نگرانکننده دیگری رخ میدهند و روانشناس و پلیس درباره وضعیت پسر سؤالهای جدی مطرح میکنند. آمیت میان غریزه پدری برای محافظت و نیاز به فهمیدن حقیقت گرفتار است. همسرش نیز نمیخواهد بپذیرد چیزی در خانه از کنترل آنها خارج شده است. پرونده قتل به بررسی رفتار کودک، رابطه خواهر و برادر و چیزهایی میرسد که والدین شاید پیشتر نادیده گرفته بودند. خانواده باید قبل از قربانی دیگری بفهمد آیا خطر واقعاً از درون خانه میآید و اگر چنین باشد چگونه میتوان هم از یک کودک مراقبت کرد و هم دیگران را از رفتاری که خودش شاید معنایش را کامل درک نکند محافظت نمود.