کارلا، زن جوانی که از خشونت یا تهدید فردی در گذشته فرار کرده، به برنامه حفاظت از شاهدان وارد میشود و در خانهای امن با هویتی تازه زندگی میکند. مأموران به او میگویند محل اقامت محرمانه است و تا پایان پرونده نباید با کسی از زندگی قبلی تماس بگیرد. احساس امنیت زمانی از بین میرود که کارلا نشانههایی میبیند که فردی بیرون خانه او را زیر نظر دارد. تماسهای قطعشده، خودروهای ناشناس و رفتار مشکوک یکی از مأموران باعث میشوند احتمال نفوذ در سیستم مطرح شود. او نمیتواند تشخیص دهد اضطراب پس از حادثه باعث بدبینی شده یا واقعاً محلش لو رفته است. زمانی که حملهای رخ میدهد، اعتماد به محافظان نیز دشوار میشود و کارلا مجبور است خودش برای فرار و جمعآوری مدرک اقدام کند. خانهای که قرار بود امنترین نقطه باشد به تله تبدیل میشود و زن باید بفهمد چه کسی اطلاعات مکان را فروخته است. اگر خیانت از داخل برنامه باشد، هیچ آدرس تازهای تضمین امنیت ندارد و تنها راه نجات پیدا کردن منبع افشا پیش از رسیدن مهاجمان است.