الیزابت ویلوبی در کودکی یتیم شده و زیر نظر دوست خانوادگیاش رابرت وینزور بزرگ شده است. اکنون استاد تمدنهای باستانی، زنی مستقل و علاقهمند به حل معماست و مهارتهای رزمی و استدلالیاش را نیز حفظ کرده است. زمانی که دوستان قدیمی خانواده از او میخواهند درباره اتفاقهای عجیب در کتابفروشی عتیقهشان تحقیق کند، الیزابت پرونده را میپذیرد. صداها، اشیای جابهجاشده و ظاهر شدن چهرهای شبحوار باعث شده صاحبان فروشگاه تصور کنند محل تسخیر شده است. ویلوبی به جای پذیرش توضیح ماورایی، تاریخ ساختمان، کتابهای قدیمی و روابط افراد حاضر را بررسی میکند. هرکس دلیلی برای پنهان کردن بخشی از حقیقت دارد و بعضی از «نشانههای روح» بیش از حد حسابشدهاند. در عین حال گذشته خانواده و ارزش مالی کتابفروشی انگیزههای جدی ایجاد میکنند. الیزابت باید پیش از حادثه بعدی بفهمد آیا کسی از افسانه روح برای ترساندن صاحبان استفاده میکند یا واقعاً چیزی در ساختمان وجود دارد که حتی روش منطقی او نمیتواند بهسادگی توضیحش دهد.