کین، مردی که پس از حادثهای در بیمارستان به هوش میآید، بخش مهمی از حافظهاش را از دست داده و نمیداند چرا افراد مسلح به دنبال او هستند. سرنخهای پراکنده نشان میدهد او پیش از بیهوشی با شبکهای جنایی و معاملهای خطرناک درگیر بوده است. کین مجبور میشود از بیمارستانی که به سرعت به محل تعقیب و تیراندازی تبدیل میشود فرار کند و همزمان گذشته خودش را بازسازی کند. هر فردی که ادعا میکند دوست یا همکار او بوده ممکن است اطلاعات مفیدی داشته باشد، اما اعتماد به آدم اشتباه میتواند مرگبار باشد. خاطرات کوتاه و نشانههای محیطی به تدریج تصویر متفاوتی از شخصیت قبلی او میسازند و سؤال اصلی فقط هویت مهاجمان نیست؛ کین باید بفهمد خودش در ماجرا چه نقشی داشته و آیا واقعاً قربانی است. فیلم اکشن را با معمای حافظه ترکیب میکند و قهرمانش را در شرایطی میگذارد که مهارتهایش را به یاد دارد، اما انگیزهها و روابطی که آن مهارتها را ساختهاند برایش مبهماند.