جک گای، مهندس و هکری بااستعداد، پس از ساخت یک منبع انرژی کوچک و قدرتمند متوجه میشود شرکتی که برای آن کار میکند قصد دارد اختراعش را در فناوری تسلیحاتی به کار بگیرد. او همکاری را قطع میکند و برای دور ماندن از بلکور، مدیر قدرتمند شرکت، در منطقهای دورافتاده و خارج از شبکه زندگی میکند. سالها پنهان ماندن زمانی پایان مییابد که افراد بلکور رد او را پیدا میکنند و گروهی مسلح برای بازگرداندنش فرستاده میشود. جک که نمیخواهد فناوریاش در اختیار کسانی قرار بگیرد که از آن برای سلاح استفاده میکنند، باید با تکیه بر دانش فنی و تواناییهایش راهی برای فرار پیدا کند. در این مسیر چند نفر از ساکنان محلی نیز ناخواسته وارد ماجرا میشوند و جک درمییابد که پنهان شدن دیگر برای محافظت از خودش و اختراعش کافی نیست.