جک وِید پس از حادثهای از گذشته و سالها دوری، مجبور میشود با تهدیدی روبهرو شود که زمان محدودی برای حل آن دارد. فردی نزدیک به او ربوده یا هدف قرار گرفته و پیامهای ناشناس او را وادار میکنند مجموعهای از مأموریتها را در مدت کوتاهی انجام دهد. جک نمیتواند به پلیس مراجعه کند، زیرا عامل اصلی اطلاعات دقیقی درباره زندگی و ارتباطهایش دارد و تهدید کرده در صورت دخالت دیگران گروگان را خواهد کشت. او سرنخها را از یک نقطه به نقطه دیگر دنبال میکند و کمکم متوجه میشود ماجرا با عملیاتی قدیمی یا فردی از گذشتهاش ارتباط دارد. هر مرحله بخشی از حقیقت را روشن میکند و زمان باقیمانده کمتر میشود. کسانی که در ابتدا دوست یا متحد به نظر میرسند ممکن است برای دشمن کار کنند و جک باید در شرایطی تصمیم بگیرد که فرصت بررسی کامل ندارد. عنوان «خارج از زمان» به فشار دائمی او اشاره دارد؛ مردی که برای جبران کاری در گذشته فقط چند ساعت فرصت دارد و یک انتخاب اشتباه میتواند آخرین فرصت نجات فردی را که برایش اهمیت دارد از بین ببرد.