در سال 1520، کریستین دوم، پادشاه بدنام و تشنه قدرت دانمارک، مصمم است که تاج پادشاهی سوئد را از استن استور، بدون توجه به آنچه لازم باشد، تصاحب کند. در همین حال، خواهران فریجا و آن قول جدی می دهند که از مردانی که خانواده آنها را به طرز وحشیانه ای به قتل رساندند، انتقام بگیرند. همه چیز در قلب استکهلم به پایان می رسد، جایی که خواهران به یک مبارزه سیاسی بی رحمانه بین سوئد و دانمارک کشیده می شوند که با اعدام دسته جمعی به ریاست پادشاه دیوانه "مسیحی ظالم"، معروف به حمام خون استکهلم، به اوج می رسد.