در یک حراج «کریسمس در جولای»، ونسا میفیلد، بیوهی نظامی، با بن میلر فروشنده عتیقهجات برخورد میکند. همانطور که بن در زادگاه ونسا کار می کند، دوستی آنها شروع به تبدیل شدن به چیزی بیشتر می کند. اما وقتی پدر بن ناخودآگاه یک جعبه عتیقه حاوی حلقه کریسمس گمشده ونسا را به دست میآورد - قطعهای گرانبها از گذشته خانوادهاش. او که قصد فروش آن را دارد، هیچ تصوری از معنای واقعی آن ندارد. برای جمع شدن عشق، خانواده و حلقه به یک معجزه کریسمس نیاز است.