ساتیا بالرام آزاد سیاستمداری آرمانگراست که برای تصویب قانونی سختتر علیه فساد تلاش میکند، اما با مقاومت سیاستمداران و افراد بانفوذ روبهرو میشود. همزمان مردی نقابدار شروع به مجازات کسانی میکند که از قدرتشان برای آسیب به مردم استفاده کردهاند و پلیس نمیتواند هویت او را پیدا کند. پرونده زمانی پیچیدهتر میشود که برادر دوقلوی ساتیا، جای بالرام آزاد، که افسر پلیس است، مأمور شکار همان vigilante میشود. سه نقش و سه برداشت متفاوت از عدالت به تدریج در یک نقطه به هم میرسند: سیاستمداری که میخواهد از قانون تغییر ایجاد کند، پلیسی که باید آن را اجرا کند و فردی که معتقد است قانون برای مقابله با فساد کافی نیست. خانواده آنها نیز گذشتهای دارد که توضیح میدهد چرا مسئله عدالت برای برادران شخصی شده است. با افزایش خشونت و حمله به افراد بانفوذ، جای باید پیش از آنکه بحران از کنترل خارج شود حقیقت را پیدا کند. او و ساتیا باید تصمیم بگیرند آیا هدف مشترک میتواند روشهای متفاوتشان را توجیه کند یا مبارزه با فساد زمانی مشروع است که خود مبارزان نیز مرز قانون را حفظ کنند.