ویر راتود مردی مرموز است که افسران فاسد پلیس را یکی پس از دیگری هدف قرار میدهد و پس از هر قتل نشانهای درباره جرم قربانی باقی میگذارد. کارآگاه شیوانش راثود مأمور پیدا کردن او میشود و در ابتدا معتقد است هیچکس حق ندارد خودش نقش قاضی و مجری حکم را بازی کند، حتی اگر قربانیان فاسد باشند. تحقیقات پلیس نشان میدهد ویر انگیزهای شخصی دارد و مرگ پدرش، که افسر درستکاری بوده، با همان ساختار فساد مرتبط است. هر قتل فشار رسانهای و عمومی را بیشتر میکند، زیرا بخشی از مردم اعمال ویر را عدالت میدانند و بخشی آن را تروریسم. شیوانش در تعقیب او مجبور میشود درباره همکاران و نهادی که از آن دفاع میکند نیز سؤال کند. در سوی دیگر ویر معتقد است سیستم قانونی راه اصلاح را بسته و تنها راه پاسخ، مجازات مستقیم است. برخورد دو مرد از تعقیب جنایی فراتر میرود و به اختلافی درباره معنای عدالت تبدیل میشود. شیوانش باید پیش از قربانی بعدی ویر را پیدا کند و همزمان بفهمد آیا میتواند فساد را بدون پذیرفتن روش خشونتآمیز دشمن نادیده بگیرد.