فابین، بازیگر مشهور فرانسوی، برای ساخت فیلمی تازه در پاریس آماده میشود و همزمان کتاب خاطراتش را منتشر کرده است. دخترش لومییر، فیلمنامهنویسی که سالها در آمریکا زندگی کرده، همراه همسر و دختر خردسالش برای دیدار او به فرانسه برمیگردد. خواندن کتاب باعث میشود لومییر متوجه شود مادرش بخشهایی از گذشته خانوادگی را تغییر داده یا حذف کرده است و اختلاف قدیمی میان آنها دوباره بالا میگیرد. فابین عادت دارد زندگی و خاطرات را مانند نقشهای سینمایی بازسازی کند، اما دخترش حاضر نیست نسخه او از گذشته را بدون پرسش بپذیرد. در همین زمان فابین در فیلمی علمیتخیلی نقش زنی سالخورده را بازی میکند که رابطهاش با دخترش به شکل دیگری تکرار میشود. حضور چند نسل خانواده زیر یک سقف، مرز میان خاطره، حقیقت و داستانی را که هر فرد برای محافظت از خودش ساخته آشکارتر میکند.