راده موهان، بازرس بلیت قطار و مردی بسیار دقیق در حسابوکتاب، متوجه میشود ۲۷ روپیه و ۵۰ پایسه از حساب بانکیاش کم شده است. بانک در ابتدا اختلاف ناچیز را اشتباه سیستمی میداند و از او میخواهد موضوع را فراموش کند، اما راده حاضر نیست حتی مبلغی کوچک بدون توضیح باقی بماند. بررسی حساب خودش و چند همکار نشان میدهد همان الگو در حسابهای متعدد تکرار شده و مجموع برداشتهای کوچک به رقم بسیار بزرگی میرسد. رد تراکنشها به بانکدار بانفوذی به نام میکی مهتا و شبکهای از شرکتها و حسابهای پنهان میرسد. راده که هیچ تجربهای در پروندههای مالی بزرگ ندارد، ناخواسته با سیستمی روبهرو میشود که وکیل، سیاستمدار و کارمند بانک در آن برای حفظ ظاهر قانونی همکاری میکنند. تهدید و فشار برای ساکت کردنش بیشتر میشود و حتی اطرافیانش معتقدند دنبال کردن چند روپیه ارزش خطر ندارد. او باید ثابت کند مسئله مبلغ شخصیاش نیست؛ اگر کسی بتواند از میلیونها حساب اندکی بردارد، همین «اختلافهای کوچک» میتوانند یکی از بزرگترین کلاهبرداریها را پنهان کنند.