توماس مأمور سابق فدرال است که پس از بازنشستگی یا کنار رفتن از کار زندگی آرامتری دارد، اما زمانی که دخترش ربوده میشود دوباره وارد دنیای خشونت میگردد. آدمربایان به شبکهای جنایی مرتبطاند و هدفشان فقط باج نیست؛ گذشته کاری توماس و اطلاعاتی که در مأموریتهای قدیمی به دست آورده میتواند دلیل انتخاب خانوادهاش باشد. او با کمک ری، همکار قدیمی، مسیر مجرمان را دنبال میکند و وارد انبارها، باشگاهها و مخفیگاههایی میشود که پلیس برای رسیدن به آنها زمان بیشتری نیاز دارد. در سوی دیگر، دخترش نیز تلاش میکند از فرصتهای کوچک برای فرار استفاده کند و فقط منتظر نجات نمیماند. توماس میداند هر اقدام خودسرانه ممکن است جان او را به خطر بیندازد، اما اعتماد کاملی به روند رسمی ندارد. سرنخها نشان میدهند فردی از درون سازمان سابق اطلاعات را فروخته و آدمربایی بخشی از تسویه حساب بزرگتر است. او باید پیش از معامله نهایی هم دخترش را پیدا کند و هم بفهمد کدام همکار قدیمی از ابتدا دشمن بوده است.