سال ۱۹۷۵، آلیوس سزار، گانگستری در مادورای، آرزو دارد نخستین گانگستر تیرهپوستی باشد که نقش قهرمان یک فیلم تامیل را بازی میکند. کیروبان، پلیس جوانی که برای نزدیک شدن و کشتن او مأمور شده، خودش را کارگردان فیلم معرفی میکند و پیشنهاد ساخت اثری درباره زندگی سزار را میدهد. گانگستر با اشتیاق قبول میکند و کیروبان برای حفظ پوشش مجبور میشود واقعاً دوربین و گروه فیلمسازی جمع کند. در جریان تصویربرداری، آنها وارد روستاهایی میشوند که هم تحت فشار سیاست محلی و هم در معرض خشونت نیروهای مختلف قرار دارند. کیروبان کمکم با گذشته سزار و جامعهای که از او حمایت میکند آشنا میشود و مأموریت ساده قتل پیچیدهتر میشود. سینما برای سزار فقط راهی برای شهرت نیست؛ فرصتی است تا خودش داستانش را تعریف کند. کیروبان نیز باید تصمیم بگیرد آیا میتواند مردی را صرفاً بر اساس دستوری که پیش از شناختنش گرفته از میان بردارد، در حالی که نیروهای قدرتمندتری در حال استفاده از هر دوی آنها هستند.