جیک مککندلز، دامدار باتجربه و مرد سرسخت غرب آمریکا، زمانی وارد عمل میشود که نوهاش توسط باندی از آدمربایان به رهبری جان فین ربوده میشود. خانواده حاضر است برای آزادی کودک پول بدهد، اما جیک میداند اعتماد کامل به آدمربایان خطرناک است و تصمیم میگیرد خودش گروهی برای تعقیب تشکیل دهد. دو پسرش و دوست قدیمیاش سام شارپ همراه او وارد بیابان میشوند و مسیر باند را از روی رد اسبها و اطلاعات محلی دنبال میکنند. فاصله زیاد، کمبود آب و اختلافهای خانوادگی سفر را پیچیده میکنند. جیک با وجود سن بالا هنوز مهارت و تجربه بیشتری از جوانترها دارد اما مجبور است بپذیرد نمیتواند همه چیز را به تنهایی کنترل کند. آدمربایان نیز مسیر را برای کمین و معامله آماده کردهاند و هدفشان شاید بیش از دریافت پول باشد. خانواده باید پیش از انتقال کودک به مکانی دورتر به آنها برسد و در جریان سفر، پسران جیک با مردی روبهرو میشوند که همیشه از او انتظار قدرت داشتهاند اما حالا باید مسئولیت و اعتماد را نیز میان نسلها تقسیم کند.