جیمی لَنگ، فیلمسازی گرفتار مشکلات مالی و شخصی، ادعا میکند موجودات بیگانه او را ربودهاند و به زودی برای حملهای دیگر بازمیگردند. اطرافیان حرفش را جدی نمیگیرند و او در آپارتمانش میان تجهیزات فیلمسازی، مواد مخدر و اضطراب فزاینده تنها میماند. جیمی با استیگز، دوست قدیمیای که مدتهاست از او فاصله گرفته، تماس میگیرد و از او میخواهد برای آماده شدن در برابر حمله کمک کند. استیگز ابتدا تصور میکند جیمی دچار توهم شده، اما اتفاقهایی در ساختمان و نشانههای فیزیکی باعث میشود احتمال حضور موجودات فرازمینی را جدی بگیرد. دو دوست خانه را به سنگری موقت تبدیل میکنند و برای مقابله با مهاجمانی که نمیدانند چه تواناییهایی دارند آماده میشوند. در همین زمان، اختلافهای قدیمی و رفتارهای غیرقابل پیشبینی جیمی اعتماد میان آنها را دشوار میکند و مرز میان واقعیت، هذیان و حمله واقعی هر لحظه مبهمتر میشود.