جگدیشوار میشرا، معروف به جولی، وکیلی است که برای پیشرفت حرفهای حاضر شده از بعضی اصولش کوتاه بیاید. او پس از گرفتن پروندهای جنجالی با زنی روبهرو میشود که همسرش در جریان برخوردی پلیسی کشته شده و معتقد است پرونده به دروغ به عنوان عملیات ضدتروریستی معرفی شده است. جولی ابتدا بیشتر به پول و اعتبار فکر میکند، اما وقتی با جزئیات مرگ مرد و رفتار افسر بانفوذی به نام اقبال قاسم روبهرو میشود تصمیم میگیرد پرونده را جدی دنبال کند. اثبات اینکه یک عملیات رسمی ساختگی بوده آسان نیست؛ شاهدان میترسند، مدارک ناپدید شدهاند و پلیس از روایت خودش دفاع میکند. در دادگاه، جولی مقابل وکلای باتجربه و ساختاری قرار میگیرد که اعتبار مأموران را بالاتر از ادعای یک خانواده معمولی میداند. او باید علاوه بر پیدا کردن شواهد، خودش نیز از تصویر وکیل فرصتطلب فاصله بگیرد و ثابت کند میتواند از قانون برای مقابله با سوءاستفاده از همان قانون استفاده کند.