روبی لندری پس از سالها تلاش میخواهد خانوادهاش از رازها و نفرینهای گذشته دور بمانند و زندگی آرامتری در نیواورلئان بسازند. دخترش پرل در محیطی مرفه بزرگ شده و رؤیای پزشک شدن دارد، اما حادثهای جدی برای یکی از برادران دوقلویش همه برنامهها را تغییر میدهد. فشار خانوادگی و نیاز به مراقبت باعث میشوند پرل میان آینده شخصی و مسئولیت نسبت به نزدیکانش گرفتار شود. روبی نیز میترسد رازهایی که سالها از فرزندانش پنهان کرده دوباره زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهند و برای محافظت از خانواده به بایو بازمیگردد. پرل کمکم متوجه میشود تصویر محترم و ثروتمند خانواده فقط بخشی از واقعیت است و نسلهای قبل با خیانت، خشونت و رازهای هویتی روبهرو بودهاند. مادر میخواهد دختر از تکرار سرنوشت خودش دور بماند، اما پنهان کردن حقیقت نیز مانع انتخاب آگاهانه او میشود. پرل باید تصمیم بگیرد چگونه از خانواده حمایت کند بدون آنکه رؤیا و هویت خودش را کاملاً قربانی چیزی کند که پیش از تولدش آغاز شده است.