دومینیک ماتئی، استاد سالخورده زبانشناسی، در آستانه جنگ جهانی دوم بر اثر صاعقه جوان میشود و تواناییهای ذهنی عجیبی پیدا میکند. این تحول توجه دانشمندان و مأموران را جلب میکند و او مجبور میشود در اروپا جابهجا شود. آشنایی با زنی که ممکن است به گذشتهای بسیار دور متصل باشد، پژوهش او درباره منشأ زبان را به تجربهای شخصی و رازآلود تبدیل میکند. مسیر «جوانی بدون جوانی» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «Youth Without Youth» نقطههای عطف را از دل واکنش شخصیتها به گره اصلی میسازد. فضای «جوانی بدون جوانی» از تنش نظامی و پیامد انتخابهای فرماندهان و سربازان جهت میگیرد؛ در «Youth Without Youth» هر عوض شدن موقعیت، انگیزهها و جهت انتخابهای بعدی را روشنتر میکند. ساختار داستان «جوانی بدون جوانی» سرنخها را مرحلهای نمایان میکند و «Youth Without Youth» تا پایان، نتیجه تنش مرکزی را بهجای توضیح زودهنگام باز نگه میدارد. در «جوانی بدون جوانی»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «Youth Without Youth» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند.