یک هنرمند فولی از کودکی صدایی به نام «سویودانا» میشنود و تصویرهایی از دوریودانا میبیند. وقتی به قتل پدرش متهم میشود، تحقیقات درباره گذشته و سلامت روانش مرز میان خاطره، اسطوره و واقعیت را مبهم میکند. در «Suyodhana»، تضاد میان ظاهر و واقعیت در فضایی متناسب با موضوع مطرح میشود و همین انتخاب از تبدیل شدن ماجرا به فهرست رویدادها جلوگیری میکند. در ادامه «Suyodhana»، واکنشهای متضاد باعث میشوند تعارض مرکزی پیچیدهتر شود، در حالی که تمرکز روی هسته ماجرا باقی میماند. روایت «Suyodhana» از پیوند میان حادثه و پیامدهایش و فشار زمان برای پیش بردن قصه استفاده میکند؛ این ترکیب به واکنشهای انسانی وزن بیشتری میدهد. به این ترتیب «Suyodhana» در امتداد خط اصلی داستان پیش میرود و تفاوت میان شخصیتها را برجسته میکنند، و به مخاطب اجازه میدهند خودش ارتباطها را کشف کند. در «Suyodhana»، تضاد میان ظاهر و واقعیت در فضایی متناسب با موضوع مطرح میشود و همین انتخاب از تبدیل شدن ماجرا به فهرست رویدادها جلوگیری میکند.