کالی زمانی یکی از افراد اصلی رئیس تبهکاری به نام پریاوار راوی بود، اما سالهاست گذشته را کنار گذاشته و اکنون همراه همسر و دو فرزندش فروشگاه مواد غذایی کوچکی را اداره میکند. در شب جشن محلی، تنش میان راوی و افسر ارشد پلیس آروناگیری بالا میگیرد و افسر تصمیم میگیرد رئیس سابق و پسرش کانان را در عملیاتی ساختگی از میان بردارد. راوی برای نجات خودش سراغ کالی میآید و از او میخواهد فقط یک بار دیگر از مهارتهای قدیمیاش استفاده کند. کالی میداند پذیرفتن درخواست میتواند زندگی آرام خانوادهاش را نابود کند، اما بدهیها و روابط گذشته امکان رد کردن ساده را از او میگیرند. او همراه همکار قدیمیاش طرحی برای مقابله با عملیات پلیس میسازد و تلاش میکند از سلاحها و روشهایی استفاده کند که رد کمتری باقی بگذارند. در طول یک شب، مرد خانوادهدوست دوباره به همان دنیایی برمیگردد که سالها از آن فرار کرده بود و باید مراقب باشد هیچکدام از طرفها خانوادهاش را نقطه ضعف او نکنند.