تری جیکوبز، مجرمی سابق، پیش از پایان محکومیتش آزاد میشود اما آزادی او شرطی دارد: باید وارد یک واحد مخفی شود که برای نفوذ به تشکیلات مافیایی فعالیت میکند. در نخستین روز عملیات، پنج عضو دیگر تیم کشته میشوند و تری ناگهان تنها فردی است که هنوز میتواند مأموریت را ادامه دهد. او مجبور میشود به همان گروهی نزدیک شود که احتمالاً مسئول مرگ همکارانش بوده، بدون آنکه بداند هویت مخفیاش فاش شده یا نه. هر گفتوگو با اعضای مافیا میتواند آزمونی برای اعتماد باشد و تری نمیتواند مطمئن باشد مأمورانی که او را به این مأموریت فرستادهاند تمام اطلاعات را در اختیارش گذاشتهاند. برای زنده ماندن و پیدا کردن عامل حمله، باید نقش خود را حفظ کند و همزمان بفهمد چه کسی عملیات را لو داده است. آزادیای که به او وعده داده شده حالا به مأموریتی تبدیل شده که خروج از آن بسیار دشوارتر از زندان است.