در سرزمینی باستانی که جنگ و بیماری بخشهایی از آن را ویران کرده، گروهی از نگهبانان مأمور میشوند پیامآوری را به نزد پادشاه برسانند. اطلاعاتی که او حمل میکند میتواند برای سرنوشت جنگ اهمیت زیادی داشته باشد و دشمنان نیز از مأموریت باخبر شدهاند. مسیر گروه از جنگلها و مناطق دورافتادهای میگذرد که علاوه بر سربازان دشمن، نشانههایی از جادو و موجودات ناشناخته در آن دیده میشود. نگهبانان در ابتدا خطر را فقط نظامی میبینند، اما هرچه به مقصد نزدیکتر میشوند متوجه میشوند نیرویی تاریک نیز در منطقه گسترش یافته و با بیماری و مرگ ارتباط دارد. کمبود افراد و فاصله زیاد تا کمک، آنها را مجبور میکند حتی پس از زخمی شدن یا از دست دادن تجهیزات به راه ادامه دهند. محافظت از پیامآور به مأموریتی تبدیل میشود که در آن رسیدن یک نفر به قصر ممکن است از زنده ماندن تمام اعضای گروه مهمتر باشد.