سه ستارهشناس جوان پس از مشاهده مجموعهای از شهابسنگهای غیرعادی متوجه میشوند زمین با پدیدهای طبیعی روبهرو نیست. اشیای فضایی در نقاط مختلف سقوط میکنند و خیلی زود ماشینهای جنگی بیگانه ظاهر میشوند. ارتش و دولت در ابتدا نمیتوانند شدت تهدید را درک کنند و ارتباط میان شهرها یکی پس از دیگری از بین میرود. شخصیتهای اصلی تلاش میکنند از دادههای رصدخانه برای فهمیدن الگوی حمله و یافتن نقطه ضعف مهاجمان استفاده کنند. آنها در مسیر با گروهی از بازماندگان همراه میشوند و مجبورند میان ماندن در محل امن و رساندن اطلاعات به نیروهای دفاعی انتخاب کنند. بیگانگان از فناوریای استفاده میکنند که سلاحهای معمولی را کماثر میکند و زمان برای یادگیری درباره آنها محدود است. داستان با الهام از رمان کلاسیک «جنگ دنیاها» حمله را در زمان معاصر بازسازی میکند و شخصیتهایی را نشان میدهد که قهرمان نظامی نیستند اما دانش علمیشان میتواند تفاوت ایجاد کند. آنها باید پیش از سقوط شهر بعدی بفهمند آیا چیزی در محیط زمین میتواند همان نقطه ضعفی باشد که مهاجمان در برنامهریزی حمله نادیده گرفتهاند.