مارشال بنت، سرباز جوان و موتورسوار حرفهای، در جنگ افغانستان زخمی میشود و پزشکان به او میگویند ممکن است دیگر نتواند مانند گذشته راه برود یا مسابقه بدهد. بازگشت به خانه با درمان طولانی، درد و احساس بیفایدگی همراه است و بنت نمیداند بدون ارتش و موتور چه هویتی دارد. پدرش و خانواده تلاش میکنند حمایت کنند، اما او از وابستگی به دیگران خسته میشود. دیدن مسابقات موتورکراس دوباره میل رقابت را در او زنده میکند و بنت برخلاف نظر بعضی پزشکان تمرین را آغاز میکند. بدنش محدودیتهای واقعی دارد و هر سقوط میتواند آسیب را بدتر کند، بنابراین بازگشت فقط به شجاعت وابسته نیست؛ باید یاد بگیرد به درمان، مربی و ریتم بدن خودش احترام بگذارد. رابطه عاطفی و دوستان قدیمی نیز در مسیر بازسازی زندگی نقش دارند. فیلم با الهام از فضای نظامی و ورزشی، مردی را دنبال میکند که باید بفهمد «جنگ» بعدیاش علیه بدن خودش نیست و پیروزی به معنای انکار جراحت یا بازگشت دقیق به فرد قبلی نیست.