پس از وقوع سه قتل در شهر استار سیتی، کارآگاه فرانک برودی و تیمش مأمور میشوند پیش از تکرار جنایتها قاتل را پیدا کنند. روش قتلها با پروندههای معمول تفاوت دارد و در ابتدا ارتباط روشنی میان قربانیان دیده نمیشود. بررسی سوابق آنها بهتدریج الگویی را آشکار میکند که پرونده را به افرادی نزدیکتر از چیزی که تیم انتظار داشته پیوند میدهد. برودی کمتر از چهلوهشت ساعت فرصت دارد، زیرا شواهد نشان میدهد قاتل طبق زمانبندی مشخصی عمل میکند و قربانی دیگری را انتخاب کرده است. فشار زمانی باعث میشود اعضای تیم همزمان چند مسیر تحقیقاتی را دنبال کنند؛ از بررسی صحنههای جرم تا روابط شخصی قربانیان. هر اطلاعات تازه احتمال درگیر بودن فردی آشنا را بیشتر میکند و برودی باید بدون گرفتار شدن در پیشداوریها تشخیص دهد کدام سرنخ واقعاً به قاتل میرسد.