راج ساکسنا جوانی است که در هند بزرگ شده و ناگهان میفهمد پدر واقعیاش، راجش میتال، سالهاست در لندن زندگی مرفهی دارد و خانواده دیگری تشکیل داده است. او با امید پیدا کردن جای خود در زندگی پدر راهی بریتانیا میشود، اما راجش از پذیرش عمومی این رابطه میترسد و حضور پسرش را تهدیدی برای خانواده و موقعیت اجتماعی خود میبیند. «Yeh Hai Jalwa» از این موقعیت برای ترکیب کمدی خانوادگی و احساسات پدر و پسر استفاده میکند. راج با شخصیت پرانرژی خود وارد زندگی بستگان تازهاش میشود و همزمان رابطهای عاشقانه نیز شکل میگیرد. هرچه او بیشتر تلاش میکند پدرش را وادار به پذیرفتن حقیقت کند، راز قدیمی سختتر قابل پنهان کردن میشود. فیلم درباره نیاز به تعلق، مسئولیت پدرانه و خانوادهای است که باید تصمیم بگیرد ظاهر اجتماعی مهمتر است یا پذیرفتن فردی که سالها از آنها دور نگه داشته شده است. حضور راج در خانواده جدید پدرش هم خندهدار و هم دردناک است؛ زیرا هر رابطه تازه یادآور سالهایی است که او بدون شناخت پدر بزرگ شده است.