کارآگاه ویل روئینی پس از بازنشستگی تصور میکند دوران پروندههای خشونتآمیز برایش تمام شده است، اما مجموعهای از قتلهای عجیب او را دوباره به اداره پلیس برمیگرداند. قاتل قربانیان را بر اساس بازی «جلاد» انتخاب میکند و در هر صحنه سرنخی باقی میگذارد که به حروف و قواعد همین بازی مربوط است. کارآگاه ری آرچر و متخصص بررسی رفتار جنایی نیز به پرونده میپیوندند و خیلی زود متوجه میشوند قتلها فقط یک نمایش پیچیده نیستند؛ قاتل اطلاعاتی شخصی درباره اعضای تیم دارد. هر سرنخ تازه بخشی از کلمه یا الگوی بعدی را آشکار میکند و زمان برای جلوگیری از قتل بعدی محدود است. روئینی باید گذشته پروندههای قدیمی خود را نیز مرور کند، زیرا احتمال دارد انگیزه قاتل به تصمیمهایی مربوط باشد که سالها قبل گرفته شدهاند. بازی کودکانه به مسابقهای مرگبار میان پلیس و فردی تبدیل میشود که همیشه چند حرکت جلوتر به نظر میرسد.