کیسی رینولدز در یک موزه محلی کار میکند و هنگام مرتب کردن اشیای قدیمی به جعبهای عتیقه با عروسکی فنردار برمیخورد. پس از باز شدن جعبه، اتفاقهای نگرانکنندهای در موزه آغاز میشود و افرادی که با آن در تماس بودهاند یکی پس از دیگری ناپدید میشوند یا آسیب میبینند. کیسی ابتدا تصور میکند ارتباط میان حوادث تصادفی است، اما بررسی تاریخچه جعبه نشان میدهد شیء متعلق به گذشتهای تاریک است و موجودی که درون آن قرار دارد فقط یک عروسک مکانیکی نیست. او همراه یکی از همکارانش تلاش میکند منشأ جعبه و قواعدی را که این نیروی ناشناخته بر اساس آن عمل میکند پیدا کند. با افزایش تعداد قربانیان، کیسی متوجه میشود صرفاً دور انداختن جعبه کافی نیست و برای متوقف کردن آن باید پیش از آنکه نوبت خودش برسد راز قدیمی شیء را کشف کند.