گروهی از کاوشگران و گردشگران برای بررسی جزیرهای دورافتاده راهی دریا میشوند که در نقشهها اطلاعات کمی درباره آن وجود دارد. پس از رسیدن، خیلی زود متوجه میشوند جزیره زیستگاه دایناسورها و موجودات ماقبل تاریخ است. قایق یا وسیله بازگشت آسیب میبیند و گروه مجبور میشود تا پیدا کردن راه خروج در محیطی ناشناخته زنده بماند. اختلاف میان اعضا درباره ادامه جستوجو، جمعآوری نمونه یا فرار فوری بالا میگیرد و بعضی افراد ارزش علمی کشف را مهمتر از امنیت میدانند. دایناسورها تنها خطر نیستند؛ زمین، آبوهوا و مسیرهای جنگلی نیز حرکت را دشوار میکنند و منابع محدودند. شخصیت اصلی تلاش میکند گروه را به نقطهای برساند که امکان ارسال پیام یا تعمیر وسیله وجود داشته باشد، اما هر قدم آنها را به قلمرو گونهای خطرناکتر نزدیک میکند. «جزیره ژوراسیک» از الگوی بقا در محیط ماقبل تاریخ استفاده میکند و نشان میدهد کنجکاوی علمی زمانی که راه خروج از دست میرود به مسئولیتی متفاوت تبدیل میشود؛ هدف دیگر کشف بزرگ نیست، بلکه رساندن افراد زنده به خانه است.