در سال ۱۸۴۶، سه ملوان پس از غرق شدن کشتیشان در جزیرهای دورافتاده در سواحل اسکاتلند پناه میگیرند. آنها انتظار دارند ساکنان محلی به نجاتشان کمک کنند، اما روستا تقریباً خالی است و تعداد اندکی از مردم باقیمانده درباره گذشته جزیره حرف نمیزنند. مردان متوجه میشوند ارتباط با بیرون دشوار است و قایقهایی که میتوانند با آنها منطقه را ترک کنند در دسترس نیستند. شبها صداها و اتفاقهایی عجیب رخ میدهد و داستانی قدیمی درباره ناپدید شدن ساکنان و گناهی که سالها قبل در جزیره رخ داده مطرح میشود. هرچه ملوانان برای پیدا کردن راه خروج و فهمیدن حقیقت تحقیق میکنند، رفتار اهالی مشکوکتر میشود. جزیرهای که در ابتدا تنها پناهگاه آنها پس از حادثه دریایی بود به مکانی تبدیل میشود که در آن گذشته، افسانه و ترس جمعی به شکلی خطرناک با زندگی امروز پیوند خورده است.