دو مرد جوان که هر دو خود را «جری» معرفی میکنند، در سفری در بیابان از مسیر اصلی خارج میشوند و گم میشوند. آنچه ابتدا اشتباه کوچکی به نظر میرسد، به آزمونی طاقتفرسا برای زنده ماندن تبدیل میشود؛ آب و جهت مشخصی ندارند و محیط یکنواخت امکان تصمیمگیری را سخت میکند. فیلم با گفتگوهای کم و برداشتهای طولانی، دوستی، درماندگی و اثر روانی گم شدن در فضای باز را بررسی میکند. روند داستان «جری 2002» دانستهها را مرحلهای مشخص میکند و «Gerry» تا بخش پایانی، نتیجه گره داستانی را بهجای توضیح زودهنگام باز نگه میدارد. در «Gerry»، تعارض مرکزی فقط بیرونی نیست؛ «جری 2002» نشان میدهد فشار ماجرا چگونه روابط و نگاه شخصیتها را بازتعریف میکند. هسته «Gerry» روی علت و نتیجه گزینشهاست؛ «جری 2002» اجازه میدهد مخاطب جهان و گره داستانی را بشناسد بیآنکه بخش پایانی از پیش مشخص شود. فضای «جری 2002» از هدف روشن شخصیتها و موانعی که مسیرشان را بازتعریف میکند ساخته میشود؛ در «Gerry» هر عوض شدن موقعیت، انگیزهها و جهت گزینشهای بعدی را روشنتر میکند.