مانو رانندهای جوان در بنگلور است و پریا، زنی که دوستش دارد، آیندهای ساده و مشترک را کنار او تصور میکند. آنها رؤیای خانهای نزدیک دریا و زندگیای آرام دارند، اما وضعیت مالی محدود باعث شده رسیدن به این هدف زمان ببرد. زمانی که مانو برای فراهم کردن پول بیشتر تصمیمی پرریسک میگیرد، زندگی هر دو ناگهان تغییر میکند و او درگیر پروندهای میشود که آزادیاش را از او میگیرد. پریا در بیرون منتظر میماند و تلاش میکند امید و برنامهای را که با هم ساختهاند حفظ کند، در حالی که مانو باید با پیامدهای انتخابش و فاصلهای که میان آنها افتاده کنار بیاید. رابطهای که تا پیش از آن بر آرزوهای کوچک روزمره بنا شده بود، حالا زیر فشار زمان، جدایی و عدم قطعیت قرار میگیرد و هر دو باید تصمیم بگیرند تا چه اندازه میتوانند برای آینده مشترکشان صبر کنند.