درام زندگینامهای لهستانی «جانی» رابطهای غیرمنتظره میان پاتریک گالفسکی و کشیش یان کاچکوفسکی را روایت میکند. پاتریک جوانی با سابقه جرم است که طبق حکم دادگاه باید خدمات اجتماعی خود را در یک آسایشگاه بیماران لاعلاج انجام دهد. او در ابتدا این کار را صرفاً مجازاتی اجباری میبیند، اما برخورد با یان، کشیشی صریح و دلسوز که خود آسایشگاه را اداره میکند، نگاهش را به زندگی تغییر میدهد. یان با بیماران و کارکنان بدون فاصله رسمی رفتار میکند و به پاتریک مسئولیت واقعی میدهد، نه فقط کارهای نمادین. همزمان روشن میشود که خود یان با بیماری سختی روبهرو است. فیلم از دل این آشنایی درباره همدلی، امکان تغییر و معنای مراقبت از آدمهایی حرف میزند که زمان محدودی دارند. رابطه آن دو به جای موعظه مستقیم، از تجربههای روزمره شکل میگیرد و گذشته پاتریک نیز همچنان بر انتخابهای تازه او سایه میاندازد. حضور بیماران آسایشگاه نیز به پاتریک یاد میدهد ارزش یک رابطه را نمیتوان با طول آن سنجید.