سیوما شونهاوس، جوان یهودی بیستویکساله، در برلین سال ۱۹۴۲ زندگی میکند؛ زمانی که گشتاپو یهودیان را شناسایی و برای تبعید جمعآوری میکند. او به جای پنهان شدن دائمی، از مهارت طراحی و جعل اسناد استفاده میکند تا برای خودش هویتی تازه بسازد و در شهر آشکارا رفتوآمد کند. خیلی زود تواناییاش را برای کمک به یهودیان دیگر نیز به کار میگیرد و گذرنامهها و مدارکی میسازد که میتوانند جان افراد را نجات دهند. سیوما در طول روز جعل میکند و شبها تلاش دارد بخشی از جوانی و زندگی عادی را حفظ کند. دوستان و رابطه عاطفیاش نیز در شبکه مقاومت نقش دارند و هر سند تازه خطر دستگیری را بیشتر میکند. گشتاپو به تدریج به رد جعلها نزدیک میشود و مخفی ماندن دیگر ممکن نیست. سیوما باید برای آخرین بار سندی بسازد که این بار نه برای دیگری، بلکه برای فرار خودش لازم است. فیلم بر اساس زندگی واقعی او نشان میدهد مقاومت همیشه شکل مبارزه مسلحانه ندارد و یک قلممو، مهر و توانایی ساخت هویت میتوانند در نظامی که زندگی انسان را با یک مدرک تعیین میکند ابزار نجات باشند.