کول بِرد در ظاهر به همه چیزهایی که موفقیت نامیده میشوند رسیده است: شغل حقوقی پردرآمد، همسر زیبا، خانه بزرگ و جایگاه اجتماعی مناسب. با این حال زندگیای که ساخته با رؤیایی که در جوانی برای خودش داشت فاصله دارد. کول همیشه به زمین و کشاورزی در گالنا علاقه داشته اما فشار خانواده، تحصیل و انتظارات اجتماعی او را به مسیر دیگری برده است. بازگشت به زادگاه و دیدار با دوستان قدیمی باعث میشود دوباره درباره انتخابهایش فکر کند. رابطه با همسرش نیز زیر فشار قرار میگیرد، زیرا او نمیداند نارضایتی کول از شغل است یا از زندگی مشترک. فرصت خرید یا اداره مزرعهای قدیمی مسئله را جدیتر میکند و مرد باید تصمیم بگیرد آیا حاضر است امنیت مالی و جایگاه فعلی را برای زندگیای نامطمئن اما نزدیکتر به خواسته خودش کنار بگذارد. فیلم درباره انتخاب میان «موفقیت» و رضایت است و نشان میدهد عقب انداختن یک رؤیا سالها آسان است، اما هرچه دیرتر به آن برگردی هزینه تغییر بیشتر میشود.