دو خواهر دوقلو که سالها زندگی کاملاً متفاوتی داشتهاند، درست پیش از کریسمس برای دیدار خانوادگی دوباره کنار هم قرار میگیرند. یکی از آنها زندگی شغلی پرمشغله و شهری دارد و دیگری بیشتر با خانواده و مسئولیتهای محلی درگیر است. زمانی که هر دو احساس میکنند دیگری زندگی سادهتر و جذابتری دارد، تصمیم میگیرند برای چند روز جای خود را عوض کنند تا بتوانند از فشارهای شخصی فرار کنند. نقشه در ابتدا سرگرمکننده به نظر میرسد، اما دوستان، همکاران و اعضای خانواده خیلی زود تفاوت رفتارها را احساس میکنند. هر خواهر مجبور میشود با مشکلات واقعی زندگی دیگری روبهرو شود و میفهمد چیزی که از بیرون آسان دیده میشد پیچیدگیهای خودش را دارد. روابط عاطفی نیز به دلیل جابهجایی هویت دچار سوءتفاهم میشوند و نزدیک شدن کریسمس فرصت اعتراف را محدود میکند. خواهرها باید قبل از تبدیل شدن شوخی به خیانتی جدی، حقیقت را بگویند و بپذیرند حسادت به زندگی دیگری بیشتر از ندانستن جزئیات ناشی شده بود.