استیسی، نانوا و شاهدخت مونتنارو، و مارگارت، دوشس و حاکم آینده، هنوز از شباهت کامل ظاهریشان برای حل بعضی مشکلات استفاده میکنند. این بار مارگارت پس از مرگ پادشاه باید برای تاجگذاری آماده شود، اما رابطهاش با کوین به دلیل فشار مسئولیت و سوءتفاهم از هم فاصله گرفته است. استیسی تصمیم میگیرد برای نزدیک کردن دوباره آنها نقشه جابهجایی دیگری اجرا کند. مشکل زمانی پیچیده میشود که دخترعموی مارگارت، فیونا، که او نیز ظاهری مشابه دارد، وارد میشود و برای تصاحب ثروت و قدرت برنامه دارد. وجود سه زن شبیه به هم باعث میشود هویتها، لباسها و نقشهها بارها با هم اشتباه شوند. فیونا از این آشفتگی برای ربودن یا جایگزین کردن مارگارت استفاده میکند و استیسی باید پیش از مراسم تاجگذاری حقیقت را کشف کند. در کنار ماجرای طنز، مارگارت باید تصمیم بگیرد آیا میتواند هم مسئولیت سلطنت و هم رابطه شخصی داشته باشد بدون اینکه یکی را کاملاً قربانی دیگری کند.